خرید بک لینک
تنهایی تک لنگه کفشی نووقتی که جفتش دست کفاشهافتاده تو فال من این روزاتنها خدا مونده که همراشهگیج مدار جای خالیشمچن سال نوری صبر ناکاممسیاره ای دلخوش به آنلاینخورشیدکی توی تلگراممکبریتم و با باد می جنگمبادی که موهاشو گرو بردهاز مزرعه م دزدانه دزدانهجو گندمی هاشو ، درو بردهمی جنگم اما با رفیقی کهآیینه هم از دیدنش هل کردتا باغبون از عمق آفت گفتپیوند مغز استخون گل کردبد خیمیه این قصه، وقتی کهبا ریزش موهاش همرا شهفصل خزونُ دوس دارم تااز هر یه برگش شعر پیدا شهپاییزه زیر روسری ش اماپنهون شده از بس که خانومهدنبال رد پاش آخر سرلرزیدن آغوش و زانومه از آبشارش گفتم اما خبتوی کویرم شعر بسیارهانقد قشنگه آسمونش کهیک کهکشان شوق رصد دارهانقد قشنگه آسمونش کهچن قطره شم افتاده رو زانوشعر بلندُ زوووود می بافیالان فقط کوتا بیا بانو***

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: جمعه 13 مرداد 1402 ساعت: 1:49

صفحه بندی